مطالب متنوع

شعر می‌خواستم رها شوم از عاشقانه‌ها از کیست دلم

دستگاه طراحی ناخن مانیا
عینک دیددرشب

صدای پچ پچ غم، خواب من به هم خورده ست
دو ساعت است که اعصاب من به هم خورده ست
صدای پچ پچ غم هیس هیس، ساکت باش
سکوت در دل بی تاب من به هم خورده ست
تو قاب عکس مرا دیده ای، نمی دانی
نشاط چهره ی در قاب من به هم خورده ست؟
غم تو را نسرودم وگرنه می دیدی
که وزن در غزل ناب من به هم خورده ست

شعر عاشقانه ای از مرحوم نجمه زارع

تبلیغات : ذره بین

وقتی دلم به سمت تو مایل نمی‌شود
باید بگویم اسم دلم، دل نمی‌شود

دیوانه‌ام بخوان که به عقلم نیاورند
دیوانه‌ی تو است که عاقل نمی‌شود

تکلیف پای عابران چیست؟ آیه‌ای
از آسمان فاصله نازل نمی‌شود

خط می‌زنم غبار هوا را که بنگرم
آیا کسی ز پنجره داخل نمی‌شود؟

می‌خواستم رها شوم از عاشقانه‌ها
دیدم که در نگاه تو حاصل نمی‌شود

تا نیستی تمام غزل‌ها معلق‌اند
این شعر مدتی‌ست که کامل نمی‌شود

زنده‌یاد نجمه زارع


دفتری از اشک چشمان تر کنم نام آن دفتر کنم دیوان عشق عشق را عنوان آن دفتر کنم دسته بندی : شعرهای دل نوشته آرشیو نظرات نویسنده: مایکل پنجشنبه سی ام آذر

   + میهن پار ; ٤:۳٤ ‎ب.ظ ; جمعه ٢٤ مهر ،۱۳٩٤
comment نظرات ()