مطالب متنوع

شاعر غزل در روشنی باران‌ها جنون

چراغ قوه پلیسی آمریکا
قیمت دوربین حرارتی دید در شب


در فراسوی مرزهای تنت تو را دوست می‌دارم آینه‌ها و شب‌پره‌های مشتاق را به من بده روشنی و شراب را آسمان بلند و کمان‌گشاده پل پرنده‌ها و قوس و قزح را به من بده و راه آخرین را

شعر عاشقانه مرز جنون اثر دکتر محمدرضا شفیعی کدکنی تقدیم شما عزیزان

کلماتم را
در جوی سحر می‌شویم
لحظه‌هایم را
در روشنی باران‌ها

تا برای تو شعری بسرایم، روشن
تا که بی‌دغدغه بی‌ابهام
سخنانم را
در حضور باد
این سالک دشت و هامون
با تو بی‌پرده بگویم
که تو را
دوست می‌دارم تا مرز جنون

دکتر محمدرضا شفیعی کدکنی

تبلیغات : تجهیزات کوهنوردی

دوست می دارم شعری از پل الوار تو را به جای همه کسانی که نشناخته ام دوست می دارم تو را به خاطر عطر نان گرم برای برفی که اب می شود دوست می دارم تو را برای دوست

   + میهن پار ; ۱:٢۱ ‎ب.ظ ; یکشنبه ۱٩ مهر ،۱۳٩٤
comment نظرات ()